به نام خدا
با سلام
لازم است قبل از همه از اينكه مدتي است نيستم و وب لاگ را به روزنكرده ام ازهمه دوستان عزيز پوزش بخواهم اما امروز كه امدم باكلي مطلب جديد كه كم كم برايتان مي نويسم
روزها و زمان ها در پي هم مي روند... نمي خواهم از نو شدن وطراوت حرفي بزنم . از رنگ مي گويم از ترانه .از فرياد باران... صداي گنجشك ....از .بهار......... من توانستم با او بخندم .......... گريه كنم ........ حتي عبادت كنم .شكوه خاطرات... .پرواز كلمات.... ديدار افتاب همه را از لابه لاي بهار جستم ... امروز وب لاگ من يكسال پر بار را پشت سر گذاشت . من از زماني كه در اين دهكده امدم درب افكارم را به سوي ناگفته ها گشودم... رفتم به سرزمين فريادها باواجها.. نگاه و سكوت زمزمه كردم .. گريستمم و خنديدم و ... امروز تولد من است.. تولد همه زندگي ام .. تولد خودم ايدي و وب لاگم .......... بهار زيباي من ارزوي اولم را بلند گفتم همه شنيدن ارزوي دوم رو فكر كردم .......... همون اولي بود ......... اولين و اخرين ارزوي من...( زندگي آرام و مسالمت اميز خانواده بزرگ افغانستاني زير اسماني ابي وطن بر روي پهنه سبزو چمن زار هايش مي باشد ) .... اي مهربانم پروردگارم امسال به سوالات من و ناگفته هاي خيلي ها جواب بده ......خداوندا تا كي برادرانم كشور هاي بيگانه را اباد كنند ؟ تا چه زمان فرزندان ما حسرت درس خواندن را در مدارس رسمي داشته باشند ؟ خدايا جواب اين نا برابري ها را چه كسي مي دهد؟ .خداوندا چه كسي لبخند خشك شده نو نهال افغاني را باز مي كند ؟؟ خداوندا ؟؟؟؟؟ خدا يا .توانمندي را از تو مي خواهيم .... كه ياري مان كني تا قدم به سرزميني بگذاريم كه از ان ما باشد. خودمان برايش تصميم بگيريم .نامش را به صفحه روحمان هك كنيم و اين واژه مظلوميت را پاك كنيم. خود ياور مظلومان باشيم و سرور مسلمين . خدايا اميد ما را نااميد نكن نفاق و دو دستي را از بين مردم ما ريشه كن كن ........... آمين .........به اميد تو زيستن و زندگي را هر صبح رنگ تازه مي زنم..... رنگ امسال را براي افغانستان سبز كن...... سبز سبز سبز همچون بهار.........
چند روزپيش خدمت جناب اقاي محب رئیس شوراي مدارس خود گردان در سفارت كبري افغاستان بودم
از زماني كه اقاي محب روي كار امدند تا کنون اوضاع نابساماني كل مدارس و مدارك تحصلي دانش اموزان وحتي دانش جويان رادر برگرفته است .....هر چند در اين مدت كوتاهي كه ایشان فعلیت داشتند توانستند تاحدودي نظم را برقرار كنند. اما به علت هاي مختلف از جمله ... گستردگي مدارس و حجم سنگین كار وكمبود افراد متخصص در تدريس... به رسميت نشناختن اين مدارس توسط ايران..... ناهماهنگي بين مديران . معلمان . دانش اموزان و کتب درسی و......... باعث شد تا مشکلات اساسی بسیاری بدون حل باقی بمانند .... که البته این اوضاع زمانی سامان پیدا می کند ...که مردم و کشور ما یک پارچه باشند دولت هماهنگی لازم را انجام دهد . مسلما بدون پشتیبانی و مساعدت کلی اعضا دولت به هیچ گونه موفقیتی دست نخواهیم یافت ..........
اما بنده به عنوان عضو کوچکی از جامعه بزرگ معلمان از فعا لیت ها و زحمات این برادر تلاشگر نهایت تشکر و قدر دانی را دارم ...امید وارم در هر کجا که هستند بتوانند با خدماتی که ارایه می کنند زمینه رشد و ترقی استعدادها ی دانش اموزان و دانشچویان ما را فراهم کنند..

اي معلم دشت سرخ عاطفه
با تو مي شد غنچه ها را ناز كرد
با تو مي شد سبز همپاي نسيم
تا فراسوي افق پرواز كرد
مي توان با هر نگاه آبي ات
عكس زيباي شقايق را كشيد
ميتوان با هجي آرام تو
شادمان تا شهر پيچك ها دويد
با تبسم هاي گرمت مي توان
به تمام ياس ها لبخند زد
با نسيم پاك يادت مي توان
عشق را با هر دلي پيوند زد
در تپش هاي دل هر غنچه اي
هر زمان و هركجا روياي تست
مرهم زخم تمام ياس ها
قطره اي احساس از درياي تست
در گلستان سپيد مدرسه
عطر جان بخش شقايق ها تويي
در ميان غنچه هاي باغ عشق
رز تويي نرگس تويي مينا تويي
اي كه خورشيد ميان آسمان
با اميد چشم هايت زنده است
اي كه اقيانوس دانش از رخت
وز نگاه آبي ات شرمنده ست
اي معلم دشت سرخ عاطفه
با تو مي شد يك شقايق را سرود
دوستت دارم از اعماق وجود
بر تو صد ها شاخه گل صدها درود
نوشته شده توسط فرشته در پنجشنبه دوم فروردین 1386 ساعت 7:55 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

این وب لاگ متعلق به همه برادران و خواهران دانش اموز سراسر دنیا که در مدارس خودگردان درس می خوانند می باشد
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
FreeCod Fall Hafez